سایه کوثری/ رادیو کوچه

اوستا ویژگی‌های زن مطلوب را این‌چنین برشمرده شده‌است‌: «زن جوان درست گوهر، استوار، نیک‌نام، خوش‌خیم، خانه‌افروز که شرم و بیمش نیک و پدر و نیا و سالار خویش را دوست بدارد و زیبا و خوش‌اندام است بر زنان همال خویش رداست.»

 

 


نگاهی به کتاب‌های دوران ساسانی، نشان از دو اصل بنیادین در مورد زن دارد. نخست اهمیت زن و مدون‌بودن همه شوون و حقوق مرتبط با او به گونه‌‌ای که سلیقه‌ها را به کم‌ترین حد ممکن تنزل می‌دهد. دوم جای‌گاه ثانوی زن به نسبت مرد، به گونه‌ای که هرگز نه از آن بالاتر و نه هم‌رده با آن قرار می‌گیرد.

زن پس از این‌که به خانه شوهر می‌رفت تمام پیوندهای قانونی او با خانواده قبلی‌اش بریده می‌شد. فرزندانی که از این ازدواج به دنیا می‌آمدند نام‌، ثروت و مرتبه اجتماعی پدر را به عنوان اخلاف قانونی او به ارث می‌بردند.

موضوع دیگری که در قانون ساسانی شرح زیادی درباره آن داده شده ‌است، مسئله قیمومیت صغیران و زنان و خانواده‌های بدون اعضای مذکر بود.

گماردن یک قیم همواره وظیفه اعضای مذکر خانواده بود و این قیم معمولن مرد بود. «پس از فوت شوهر قیم زن بزرگ‌ترین پسر بالغ او یا در صورتی که پسر نداشت نزدیک‌ترین خویشاوند مذکر شوهرش بود.»

اما در عوض زن در ایران ساسانی از حق مالکیت مانند مرد برخوردار بود. به گونه‌ای که به هنگام جدایی از همسر و ازدواج با مرد دیگر، دارایی‌های منسوب به او از شوهر قبلی گرفته می‌شد. حضانت فرزندان نیز با مرد بود که می‌توانست آن را به شوهر تازه زن بدهد.

آثار دینی دوره ساسانی در نگاه به زن و مرد کاملن یک ‌دست نیستند. برای نمونه با این‌که همه جا گفته شده که مجرد بودن و دوری از همسرگزینی، در فرهنگ زرتشتی دوره ساسانی بزرگ‌ترین گناه و حتا جرم به شمار می‌رفته است ولی نویسنده کتاب «شایست نشایست» می‌نویسد: «زن شوهر نکرده گناه‌کار است و نه مرد بی‌زن.»

در برتری فرزند پسر بر دختر در فرهنگ و حقوق دوره ساسانی نیز تردیدی نمانده‌ که این همه برگرفته از ویژگی‌های همان نظام کشاورزی است که در آن پسر بر دختر رجحان بیش‌تری دارد.

 در متن پهلوی خسرو و ریدگ، زمانی که خسرو از خوش آرزو در مورد زنان می‌پرسد وی چنین جواب می‌دهد: «به‌ترین زن آن است که پیوسته در اندیشه عشق و محبت به مرد باشد اما از حیث اندام و هیت نیکوترین زنان کسی است که بالایی میانه و سینه فراخ و سر و سرین و گردنی خوش ساخت و پاهایی خرد و کمری باریک و کف پایی مقعر و انگشتانی کشیده و تنی نرم و استوار دارد. باید که سینه‌اش چون به، ناخنش چون برف سپید، رنگش سرخ چون انار و چشمش بادامی و نرم مانند کرک بره و ابروانش چون کمان و دندان‌هایش سفید و ظریف و گیسوانش سیاه مایل به سرخی و بلند و هرگز گستاخ سخن نراند.»

تاکنون نمونه‌ای از اعمال خشونت فیزیکی مردان علیه زنان در دوره ساسانی مشخص نشده‌ است. به نظر می‌رسد کنترل زنان و اعمال قدرت مردانه به شکلی ظریف و نمادین صورت می‌گیرد، اما به شکلی نیرومند و گسترده تمام جنبه‌های زندگی اجتماعی این دوران را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

اما همه پژوهش‌گران فلسفه و تاریخ اسلام می‌دانند که اسلام پس از ورود به هر سرزمینی در پوشش و فعالیت‌های زنان دگرگونی ایجاد کرده است. حجاب اسلامی حتا پیوندی با خود عرب‌ها نیز ندارد

بارتولومه موخ می‌نویسد‌: «حتا آموزش علم حقوق در میان زنان عصر ساسانی بیگانه و نامانوس نبوده است و گمان نمی‌رود که این علاقه به آموزش، در مورد رشته‌های عمومی‌تر و غیراختصاصی‌تر کم‌تر موجود بوده باشد. زن می‌توانسته است در دادگاه به سود خود اقامه دعوا کند. در موارد فراوانی گزارش شده که شوهری حق تصرف در بخش معینی از اموال خانوادگی و یا بهای آن را به زن خود واگذار کرده است…. در یک مورد جالب دیگر می‌خوانیم که مردی با دو زن قرادادی می‌بندد که یک «شرکت سهامی تجاری» تشکیل دهند و در این شرکت هر یک از سه طرف دارای حقوق برابر باشند. به استثنای حق فسخ قرارداد که برای مرد باقی می‌ماند. از آن‌چه که منابع و ماخذ با اطمینان خاطر در اختیار ما می‌گذارند، می‌توانید ملاحظه کنید که زن در امپراتوری ساسانی، جدا راه تعالی و استقلال حقوقی خود را می‌پیموده و نیز بخش بزرگی از این راه را در پشت سر داشته است. ولی پیروزی عرب و سرنگونی امپراتوری ساسانی دوباره موجب شد که این کامیابی‌های زن، همه یک‌باره طریق زوال و تباهی در پیش گیرند.»

برخلاف دوره اشکانی، در این دوران به گفته بارتولومه دختر می‌توانست به پدر یا قیم خود اظهار دارد که از پذیرش پیشنهاد پیوند زناشویی که خواستگاری به او کرده و پدر موافق است، خودداری خواهد کرد و پدر نیز ناگزیر از پذیرش خواست او می‌شد. بدین ترتیب، پدر اجازه نداشت که دختر خود را به زناشویی با کسی مجبور کند یا حتا هنگام پرهیز دختر از هرگونه زناشویی، پدر نمی‌توانست او را از ارث محروم کند یا به وسیله دیگری او را کیفر دهد. در ایران ساسانی کودکان روابط آزاد را پیک خدایان می‌خوانده‌اند. دختران در صورتی که پدران‌شان مانع ازدواج دل‌خواه آنان می‌گشتند، می‌توانستند به روابط آزاد تن در دهند و در این هنگام کلیه‌ی حقوق آنان نیز محفوظ می‌ماند. در مورد این گونه مسایل، مردم دوره ساسانی، کم‌تعصب و دارای سعه صدر و بلندنظری و بینشی بلند بوده‌اند.»

از سویی برخی حجاب زنان به شکل پوشش سنگین و کامل و به شیوه‌ای که پس از اسلام در میان زنان مسلمان دیده شده است را به ایران باستان و دوره ساسانی نسبت داده و محرومیت‌های زنان پس از اسلام را میراثی از ایران باستان می‌دانند.

اما همه پژوهش‌گران فلسفه و تاریخ اسلام می‌دانند که اسلام پس از ورود به هر سرزمینی در پوشش و فعالیت‌های زنان دگرگونی ایجاد کرده است. حجاب اسلامی حتا پیوندی با خود عرب‌ها نیز ندارد.

مهم‌ترین سندی که در مورد پوشش زن ایرانی در دوره ساسانی وجود دارد، موزاییک‌های بیشاپور است که دو تکه از آن در موزه ایران باستان و دیگری در موزه لوور نگه‌داری می‌شود. در این نقاشی‌ها، زنان رامشگر و خنیاگر که حاضران مجلس شاهانه‌ای را سرگرم می‌کنند، پیراهنی دربر دارند که تن را کاملن می‌پوشاند ولی موهای این زنان کاملن پیداست و در نقاشی دیگر شاه‌دخت یا اشراف‌زاده‌ای که سرگرم تماشای نمایش است و خود را باد می‌زند لباسی اندرونی و باز دارد.

به نظر می‌رسد در ایران باستان، کلیت پوشش میان مرد و زن تفاوتی نداشته، بلکه آن‌چه تفاوت داشته، جنس و شکل و مدل و رنگ جامه زنان با مردان بوده است. زن و مرد ایرانی در دوره ساسانی، لباسی بلند تا نزدیکی زمین به تن می‌کردند و پاها را می‌پوشاندند و هم‌چنین پوشش دست‌ها تا مچ دست و شکم و کمر مرسوم بوده است. هر دو موهای سر خود را نیز می‌پوشاندند و این را به‌ویژه در تشریفات دینی زرتشتیان می‌بینیم که هنوز هم مرد و زن باید در هنگام نیایش دینی، سر خود را بپوشانند.